امیر سرتیپ کهتری

امیر سرتیپ منوچهر کهتری

اسطوره های سربازی امیر سرتیپ منوچهر کهتری
در سال ۱۳۱۴ در روستای زرنه از توابع شهرستان سومار استان کرمانشاه ، فرزندی متولد که بعدها در طی دوران جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه کشورمان، به (امیر آبادان و ناجی آبادان ) مشهور گردید. پدر و مادرش او را منوچهر نام نهادند ، اما در آبادان به کهتر معروف شد و بعد از آزاد شدن آبادان از محاصره دشمن و بازگشت مردم آبادان به دیار خودشان ، بیشتر آنجا، نام فرزندان خود را کهتر نامیدند.
منوچهر کهتری در سال ۱۳۳۲ وارد دانشکده افسری ارتش شد و با گذراندن دوره های مختلف نظامی گری و سپس دوره عالی نظامی ، و در سال ۵۷ فرماندهی گردان ۱۵۳ لشکر خراسان را به عهده داشت.

با شروع تهاجمات نیروهای رژیم عراق به مرزهای جنوبی کشورمان ، کهتری به همراه نیروهای تحت امرش ، لیاقت و شایستگی خود را در نبرد با دشمن نشان داده بود ، از طرف فرمانده تیپ قوچان ماموریت یافت که لشکر ۹۲ زرهی خوزستان را در جنگ با دشمن پشتیبانی کند.

بنابراین کهتری همه نیروهای تحت امرش را فراخواند و خطاب به آنان چنین گفت : عزیزان من ! ما به یک ماموریت ویژه اعزام می شویم. ماموریت دفاع از حریم مقدس کشور مان ، ایران عزیز و ناموسمان ، پس در این ماموریت چنان عمل کنید که وقتی به دامن خانواده تان بر می گردید ، همگی سرافزاز و سربلند باشید. بدانید که جنگ هرچقدر طول بکشد، سرانجام به پایان خواهد رسید. سعی کنید وقتی بر می گردید ، کاری نکرده باشید که شرمنده از انجام و یا بیان آن باشید.

این سخنان ، سربازان و افسران تحت امر کهتری را به وجد آورد و همگی با آمادگی کامل و تجهیزات و امکانات لازم به سوی جبهه های جنوب شتافتند. کهتری و نیروهایش با رسیدن به منطقه آبادان که در آن روزها تحت محاصره دشمن قرار داشت ( آبان ماه ۱۳۵۹ ). با شجاعت و دلیری تمام به جنگ با دشمن پرداختند و چنان حماسه هایی آفریدند که در تاریخ دفاغ مقدس کشورمان و بخصوص تاریخ شهر آبان برای همیشه ماندگار شد. در اینجا گوشه ای از شجاعت ها و دلاوری های این اسطوره سربازی کشورمان را برای شما سربازان عزیز بیان می کنیم.

روز نهم آبان ماه ، فردی به نام دریاقلی ( از اهالی ذوالفقاریه آبادان ) به کهتری خبر می دهد که همین الان نیروهای عراقی از طریق پلی که روی رودخانه بهمنشیر زده گذشنه و وارد ذوالفقاریه شده اند. کهتری به سرعت با تهیه چند وسیله حمل و نثل ، نیروهایش را به آنجا می رساند و از آنها می خواد که به صورت ستون و یا آرایش جنگی به سمت رودخانه بهمنشیر – نقظه ورود دشمن – حرکت کنند و به فرماندهی آتشبار ۱۰۵ هم می گوید : زودتر در موقعیت شناسایی شده مستقر شوید. گویا زودتر از آنچه پیش بینی می کردیم. باید با دشمن دست و پنجه نرم کنیم.

دشمن توانسته بود از رودخانه بهمنشیر گذشته و وارد ذوالفقاریه شده بود. صدای تیراندازی و انفجار گلوله های خمپاره و توپ اوضاع شهر را به هم ریخته و سرهنگ که جنگ را در مهاباد با دشمن تجربه کرده بود، حس می کند که دشمن با تیراندازی های کور می خواد با ایجاد رعب و وحشت ، آبادان را بی دردسر تصرف کند.

با شور و هیجان حماسی حرف می زند و نیروهایش را به کوبیدن و درهم شکستن دشمن فرا می خواند. در جال پیشروی ناگهان ترکش خمپاره ای بر قمقمه آبش اصابت کرده و بعد از شکافتن آن بر کمرش نشسته و ترکش دیگری بر بازویس اصابت می کند که خون فوران می کند و سوزش حرارت ترکش ها رگ ها و پی اش را می سوزاند ، اما مانع حرکتش به سوی دشمن نمی شود.دو بیسیم چی اش در کنارش به شهادت می رسند و دو نفر از نیروهای مردمی با دیدن این صحنه به کمکش می آیند.

سرهنگ با چشمانی اشکبار نگاهی به پیکر سربازان شهید همراهش کرده و می گوید : تقاص خون شما را از متجاوزان خواهیم گرفت.

ر ادامه ، طی نبرد سنگینی که کهتری و نیروهایش با نیروهای متجاوز عراقی انجام می دهند ، موفق می شوند که نیروهای دشمن را با وارد کردن تلفات سنگین و به غنیمنت گرفتن تعداد زیادی ادوات و تجهیزان فراری دهند. نیروهای دشمن از پلی که آمده بودند به طرف سرزمین خودشان برمی گردند. گردان ۱۵۳ کهتری مواضعش را در حاشیه رودخانه بهمنشیر مستحکم می کند و تا زمان انجام انجام عملیات ثامن الائمه که منجر به شکستن کلی محاصره آبادان می شود. کهتری و سربازان دلیر همراهش ، به حفاظت از شهر آبادان در مقابل تهاجم نیروهای عراقی می پردازند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *