نمایی ار رژه در دوران آموزشی

دوران آموزشی چگونه می گذرد؟

دوران آموزشی خدمت سربازی برای پسرها دوران جدیدی از زندگی است که افراد گوناگون نظریه ها ، بحث ها و نقل قول های فراوانی در مورد آن مطرح می کنند. از خاطرات و شیرینی هایش گرفته تا سختی ها و تلخی های آن.

اما هرچه هست و نیست ، باید گذرانده شود و آخرش به این جمله دلخوش بود که در یک چشم به هم زدنی می گذرد و چون می گذرد ، غمی نیست ، عذابت می دهدو نزدیک است یا دور ، در چه شهری است ، چه نوع آب و هوایی دارد، چه نوع پادگانی است و . . . ولی وقتی وارد آن می شوی و کمی از زمان می گذرد , همه چیز عادی می شود و می فهمی که بی جهت این همه غصه می خوردی. به طور کلی دوران آموزشی را می توان به سه بخش تقسیم کرد :

مرحله ابتدایی که دوران بی اطلاعی و فراگیری قوانین و مقررات است. همه در این مرحله سعی بر آن دارند که خود را خوب جلوه دهند و بیشتر افراد ، قوانین را جدی می گیرند ، جز عده ای که محدود که هرکجا باشند کار خود را انجام می دهند و اصولا محیط بر آنان تاثیری ندارد. در این مرحله ، هر شخصی به نحوی سعی دارد که هم نوع خودش را پیدا کند ، با او هم تختی و هم صحبت شود. بیشتر افراد به دنبال همشهری های خود می گردند ، ولی همیشه جمله ” همدلی از هم زبونی بهتره ” کار خودش را می کند و ما را به یافتن افرادی از جنس خودمان سوق می دهد.

در این مرحله ، افراد نسبت به قوانین و مقررات پادگان و آسایشگاه توجیه می شوند. تخت استراحت افراد را مشخص می کنند و اصول مرتب کردن تخت را که ” آنکارد ” نام دارد ، می آموزند و باید این کار را هر روز بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهند.

یک برنامه آموزشی در پادگان ها وجود دارد که به برنامه سین معروف است. در برنامه سین محدوده ساعتی مربوط به هرکاری مشخص شده که شروع آن با زمان بیداری از ساعت ۵:۳۰ و پایان با زمان خاموشی در ساعت ۲۱:۳۰ افراد لباس رزم بر تن کرده و شکل و شمایل نظامیان را پیدا می کنند. در ابتدا همه چیز سخت به نظر می رسد ، حتی نگهبانی ها افراد تقریبا به همه چیز معترض اند ، حتی به پوتین هم گله می کنند. ولی با گذشت زمان ، همه چیز آنقدر برایشان طبیعی و ساده به نظر می رسد که به سختی هایی که در ابتدای راه برخود گرفته اند ، می خندند.

در مرحله دوم دوران آموزشی ، همه از سربازها انتظار دیگری دارند ، توقعشان هم این است که اصول و قوانین نظامی را فرا گرفته و به انجام وظایف آگاه باشند. قوانینی همچون ادای احترام ، نگهبانی ها و از همه مهم تر، اجرای یک رژه خوب که از اوجب واجبات است.

در این مرحله ، افراد ، با ادوات جنگی آشنا می شوند. اسلحه به دست می گیرند و مشق صف جمع می کنند. اصطلاحات جدیدی فرا می گیرند و تقریبا با وظایف خود آشنا می شوند. همه برای اولین بار اسلحه به دست می گیرند و کنجکاوانه نسبت به آن برخورد می کنند و در پی واکاوی و چگونگی عملکرد آن هستند. باز و بسته کردن قطعات و مشتقات داخلی اسلخه و در ادامه ، نحوه تیراندازی با آن را فرا می گیرند. در این مرحله شرابط برای افراد عادی شده و نسبت به محیط جدید ، خو گرفته اند.

در مرحله پایانی دوران آموزشی ، افراد زندگی در شرایط سخت را تجربه می کنند ، شرایطی که از هر لحاظ در آن در مضیقه هستند. زندگی در شرایط سخت در مکانی به نام تلو انجام می شود . در این نوع زندگی باید افراد هرگروه در حدود ۸ الی ۱۰ نفر است در برپا کردن چادر تلاش کنند ، چادری که باید آنان را از سرما و گرما ، برف و باران که مختص هر فصلی است در امان نگه دارد. برای برپا کردن چادر ، یک همدلی عجیبی در بین افراد هم گروه مشاهده می شود و همه ، خود را مسئول کاری می کنند ، حتی آنان که به نوعی در جاهای دیگر ، از زیر بار مسئولیت های خویش شانه خالی می کردند ، مجبور می شنود برای فراهم آوردن شرایط اولیه زندگی تلاش کنند.

هدف از این مرحله ، تحمل سختی ها در شرابطی است که تاکنون تجربه نکرده ایم و همچنین تیراندازی به طرز صحیح در فواصل مختلف است. همه در بار اول تیراندازی ؛ کمی دلهره و اضطراب دارند که این مورد با رعایت تمامی توصیه های اعلام شده از سوی فرمانده به حداقل می رسد و با شلیک اولین تیر و عادی شدن آن ، ادامه کار بسیار سهل است. تیر اندازی ۵۰ ، ۱۰۰ و ۲۰۰ متر است ، که برای هرکدام از این مسافت ها تعدادی تیر در اختیار سربازان قرار داده می شود و در پایان هر مرحله ، فرمانده گروهان بر اساس تیرهای که شلیک شده و به هدف خورده ، نمره می دهد.

بعد از اتمام تمامی این مراحل ، افراد دوباره به پادگان برمی گردند و مقدمان لازم را برای اجرای مراسم تحلیف و در نهایت ترخیص از دوره آموزشی انجام می دهند. حالا کوله بار تجربه افراد کمی سنگین شده ، تمای دوره ها را گذرانده و نسبت به بیشتر آموزش ها ، آگاه شده اند.

در نهایت ، روز آخر موسوم به روز تحلیف فرا می رسد. روزی که از همان ابتدا ، همه افراد منتظرش بوده و بعد از گذشت روزها و ماجراها و اتفاق های گوناگون به آن رسیده اند. در واقع در این روز باید تمامی آموزش هایی را که فراگرفته اند ، در معرض نمایش فرماندهان قرار دهند . در این روز ، افراد به اخذ سردوشی نایل می شوند که اولین درجه برای هرسرباز محسوب می شود. مراسم با ادای احترامات نظامی و اجرای سرود مرکز همراه است. در پایان این مراسم ، تمام گروهان ها با فرماندهان خود به اجرای رژه می پردازند که آخرین رژه محسوب می شود.

مثل همه چیز در این دنیا که پایانی دارد ، دوران آموزشی سربازی هم به پایان خودش می رسدریال پایانی که در ابتدا باورش سخت اسن. اما باید اسباب و وسایل را جمع کرد و تخت ها را تحویل داد. در این زمان بیشتر افراد مشغول جمع آوری شماره تلفن و آدرس یکدیگرند و در نهایت سخت تر از همه ، وداع با دوستانی است که مدت زیادی از آشنایی با آنها نمی گذرد و چه زیبا گفت سعدی خوش بیان : بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *